log
اردیبهشت 1388 - نگاهی دیگر

نگاهی دیگر


:: چهارشنبه 88/2/23

:: 12:29 عصر

                                            خیام (5)

لطفأ از خیام 1 شروع کنید.

                                     شخصیت جهانی:

1- مجسمه خیام در بخارست (کشوررمانی)  

2- در تونس هتلی به نام خیام بنا گشته.

3- یکی از حفره های ماه به نام (عمر خیام )نام گذاری شده.

4- تاسیس (انجمن عمر خیامی) در سال 1892 در لندن.

5- نجوم: در سال 1980 میلادی برای ارج نهادن به خیام سیاره کوچکی را بنام وی نامگذاری کردند.

6- برچسبی بنام خیام بر روی شراب (در کشور فرانسه و مصر شرابهایی به نام خیام تولید میشود).

      (برچسب های شراب با نام خیام)

7- شاعری : رباعیات خیام توسط ( ادواردفیتز جرالد)ترجمه،چاپ و منتشر گردیدکه در تفسیر رباعیات بیشتر معنی ظاهری در نظر گرفته شده که در نظر خواننده خیام فیلسوفی مادی و بدنبال لذت زودگذر که همه عمرش با می و معشوق و ساقی و ساغر و بربط در باغ و بوستان سپری گشته معرفی میگردد. ولی چند سال بعد 1867 میلادی (جی لی نیکلاس) ترجمه ای از رباعیات خیام را که شامل 464 رباعی بوده منتشر و وی را فیلسوفی روحانی و صوفیایی معرفی کرده که عالم قدس ربوبی و لذت روحانی را با کنایه از ساقی و ساغر و شراب، رمزی از وجد و مستی و عشق الهی تفسیر نمود.

گر چه حق مطلب در این مجال اندک میسر نگردد لیکن امید آنکه این مقاله موجب انگیزه ای شود تا رباعیات خیام با تفکری عمیق و اندیشه ای ژرف خوانده، یا باز خوانی شود.بهر حال این شما و این رباعیات بسیار زیبا و پر رمز و راز و در عین حال ساده و روان خیام .امید آنکه بر بنده (سید علی میربابایی) منت گذارده و ایرادات اهتمالی بر نوشته ها و یا گردآوری عکس ها را تذکردهید که با گوش جان خریدارم.در پایان یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که از مجتمع اختر شناسی و افلاک نمای خیام در نیشابور(که در دست احداث بود و به احتمال قوی اکنون که این مقاله را میخوانید قابل بهره برداریست) اطلاعات ذیقیمت نجوم را بطور سمعی و بصری <simlutor>(گویا در یک فضا پیما نشسته اید) به شما عرضه خواهد داشت.شایسته است بازدید فرمائید.

  (نمائی از مجتمع اختر شناسی و افلاک نمای خیام)

  اگر فاصله مکانی به شما این امکان را نمیدهد که از آسمان نمای خیام دیدن بفرمائید پیشنهاد میکنم از آسمان نمای تهران واقع در خیابان شریعتی ،خیابان معلم ،جنب اداره جغرافیا بازدید و لذت نجومی نجوم رابا ثوابت ، سیارات، صورفلکی و کهکشانها تجربه کنید،البته با یاد خیام . 

·         نویسنده و گردآورنده : سید علی میرباباییمنابع :کتابهای خیام- حافظ- صادق هدایت - شیخ عطار (الهی نامه) - گلشن راز(شیخ محمود شبستری)- ویکی پدیا و سایرکتابها و مجلات  و سخنرانیهای مرتبط- عکسها(گردآوری شده ازgoogle )

 



  • کلمات کلیدی : خیام(5)، شخصیت جهانی
  • نویسنده : علی میربابایی

    :: چهارشنبه 88/2/23

    :: 11:54 صبح

       خیام (4)

    لطفأ از خیام 1 شروع کنید.

    می و مستی:                           

    "از مستی اش رمزی بگو تا ترک هشیاری کند"

    در تفسیر صوفیانه می یا شراب یعنی آگاهی،مستی یعنی سرخوشی و شادمانی از درک حقیقت.

                         ·ما در پیاله عکس رخ یار دیده ایم = ای بیخبر ز لذت شرب مدام ما (حافظ)

                         ·کدای میکده ام لیک وقت مستی بین = که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم (حافظ)

    شراب الست همان باده عشق است که در ضیافت حضور ازلی و شهود جمال مطلق با وجد و مستی شرف حضور که در عالم وحدت جانهای آدمیان را خطاب قرار دادکه ... (سوره اعراف آیه 17)

    از آنجا که هر شاعری برای بیان معانی از استعاره و راز و رمز استفاده میکند تا به مقصود ره یابد(از آن هر چه اندر خورد با خرد= دگر بر ره رمز و معنی برد)(فردوسی)

    آیا واقعا منظور خیام شراب فیزیکی بوده؟ و یا بدون توجه و ملاحظه از قضاوت دیگران در عوالم خود با استفاده از کلمات می ، مستی ، شراب ، ساغر و ساقی فلسفه جهانبینی خود را تکامل میبخشیده؟

    اگر شراب خوار بوده چرا سعی نمی کرده در خفا و در پرده باشد( با توجه به مقام و موقعیت وی و در حکومت اسلامی که شراب حرام و شراب خوار را حد جاری میکردند و از طرفی دشمنان و حاسدان مترصد فرصت جهت ضربه زدن بوی بودند) ولی درهیچ کجا نیامده که ایشان از سوی هیچ قاضی شرعی محکوم شده باشد.فقط ادعای خود خیام و در رباعیاتش است.

                         ·گویند که باده خوار را دینی نیست = من باده خورم که باده خود دین من است & می خوردن و شاد بودن آئین من است = فارغ بودن ز کفر و دین دین من است

    شاید از نظر بعضی ها در مورد خیام شبهه ای متصور شود ولی در مورد حافظ که بوضوح جام می را مذهب خود میداندچه توان گفت؟

                         ·من نخواهم کرد ترک لعل و یار و جام می = زاهدان معذور داریدم که اینم مذهبست (حافظ)

    بنابراین: (هر کس بطریقی سخن از حمد تو گوید = بلبل به غزل خوانی و مطرب به ترانه) و بقول شیخ محمود شبستری:

                         ·یکی از زلف و خال و خط بیان کرد / شراب و شمع و شاهد را عیان کرد= سخن ها چون به وفق منزل افتاد / در افهام خلایق مشکل افتاد

                         ·می خوردن من نه از برای طربست = نز بهر نشاط و ترک دین و ادبست (خیام)

    سه داستان :

    در مورد خیام داستان بسیار است ولی سه داستان مشهور وجود دارد:

    1- انابه = (بادی میوزد و ابریق شراب خیام واژگون میگردد،خیام رباعی کفر آمیزی سروده و سیاه روی میشود، سپس توبه میکند و بحالت اول بر میگردد).

    2- ای رفته و باز آمده بل هم گشته = (سنگ و خشتی برپشت چارپا بوده ،باید وارد مدرسه ای میشده،چارپا که قبلا درهمین مدرسه استاد بوده از وارد شدن امتناع میکرده خیام در گوش حیوان چیزی میگوید و حیوان داخل میشود <نظریه تناسخ>).

    3- سه یار دبستانی = (اینکه حسن صباح و خواجه نظام الملک و خیام در کودکی در یک مدرسه درس میخواندند و با هم قراری میگذارند که در بزرگی هم یار هکدیگر باشند)

    البته در استناد این داستانها توافقی نیست.میربابایی:ادامه مطلب را در خیام 5 مطالعه بفرمائید.

     



  • کلمات کلیدی : خیام(4)، می و مستی، سه داستان
  • نویسنده : علی میربابایی

    :: چهارشنبه 88/2/23

    :: 10:0 صبح

     خیام(3)

    لطفأ از خیام 1 شروع کنید  

      راز خلقت:            

                         ·تا چند زنم بروی دریا ها خشت = نومید نیم چو بت پرستان کنشت

                         ·چون نیست حقیقت و یقین اندر دست = نتوان بامید شک همه عمر نشست

                         ·چون کار نه بر مراد ما خواهد رفت = اندیشه و جهد ما کجا خواهد رفت

                         ·در پرده اسرار کسی را ره نیست =زین تعبیه جان کسی آگه نیست

                         ·آنانکه محیط فضل و آداب شدند/ در کشف علوم شمع اصحاب شدند= ره زین شب تاریک نبردند برون / گفتندفسانه ای و در خواب شدند

    این ابیات بازگو کننده پی نبردن به راز خلقت است.گر چه در قران کریم آمده "ما شما را نیافریدیم مگر برای عبادت" ولی ظاهرا از نظر خیام جواب شرط لازم را دارد ولی شرط کافی را ندارد.اگر فقط برای عبادت بود فرشتگان بودند ، بدون گناه و عصیان و ...

    حضرت حافظ میفرماید:"در کار خانه ای که ره فضل و عقل نیست = فهم ضعیف، رای فضولی چرا کند.

    گر چه حافظ و دانته (در کتابهای بهشتو دوزخ و برزخ) و همچنین دیگر بزرگان اذعان کرده اند که اینگونه مسائل با عقل،فهم و منطق حل نمیشود و باید از احساس و عشق کمک گرفت (به همین دلیل در کتاب بهشت دانته از یک مقطعی به بعد استاد و راهنمای دانته(عقل) توان ادامه را ندارد و بئاتریس(مظهر عشق)به دانته کمک میکند تا به حقیقت نزدیک شود.

    در این معانی حافظ فرموده:" عقل چو نقل معانی میکرد عشق میگفت به شرح آنچه بر او مشکل بود." و یا "هشدار که گر وسوسه عقل کنی گوش/آدم صفت از روضه رضوان بدر آیی."

    لذت طلبی: 

    البته اندیشه های لذت طلبی مختص خیام نبوده ،از میان یونانیان قدیم زیمقراطیس و ابیقور هم این چنین می اندیشیدند.و اپیکور نیز که بنیانگذار فلسفه لذت در قرن سوم قبل از میلاد بود در جستجوی لذت برتر و سعادت حقیقی پیروانش را تشویق می کرد.

    بهشت و جهنم:

    خیام در مورد بهشت به عوام و تقواپیشگانی که زهد و تقوا را در تهاتر با بهشت سوداگری میکنند به چشم حقارت نگریسته و اصولا بهشت و جهنم را با چنین تعریفی قابل قبول نمیداند که انسانها تا ابدیت بی هدف و به بطالت در بهشت خوشگذرانی کنند ولی این خوشگذرانی در زمین تائید نشود و قبیح قلمداد گردد.به این ابیات توجه کنید:

                         ·گویند بهشت و حورعین خواهد بود/ آنجا می ناب و انگبین خواهد بود=گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک/ چون عاقبت کار چنین خواهد بود.

                         ·ایزد چو گل وجود ما می آراست/ دانست ز فعل ما چه بر خواهد خواست= بی حکمش نیست هر گناهی که مراست/ پس سوختن روز قیامت ز کجاست

                         ·قومی ز گزاف در غرور افتادند / قومی ز پی حور قصور افتادند = معلوم شود چو پرده ها بردارند / کز کوی تو دور دور افتادند

                         ·در صومه و مدرسه و دیر و کنشت / ترسنده ز دوزخند و جویای بهشت = آنکس که ز اسرار خدا با خبر است /زین تخم در اندرون خود هیچ نکشت

                         ·بر تر ز سپهر خاطرم روز نخست / لوح و قلم و بهشت و دوزخ میجست = پس گفت مرا معلم از رای درست / لوح و قلم و بهشت و دوزخ با توست

                         ·گردون نگری ز عمر فرسوده ماست / جیحون اثری ز اشک آلوده ماست = دوزخ شرری ز رنج بیهوده ماست / فردوس دمی ز وقت آسوده ماست

                         ·هر دل که در او مهر و محبت نسرشت / خواه اهل سجاده باش و خواه اهل کنشت = در دفتر عشق نام هر کس که نوشت / آزاد ز دوزخست و فارغ ز بهشت

    بهشت و حور بسان جایزه و تشویقی است که وعده آن به تقوا کاران داده شده(مانند جوائز و وعده هایی که به دانش آموزان جهت تشویق تحصیل علم و دانش میدهند، ولی دانشجویان در کالج و دانشگاه نیازی به جایزه و تشویق ندارند، زیرا خود اهمیت علم و دانش را درک کرده و بدنبال دانش میروند، دانشجو= جوینده دانش ).

    از اینرو بزرگان علم و معرفت و عارفان حقیقی ترسی از جهنم و شوقی به بهشت ندارند.

    آنها از کوره راه های درک ظاهری به شاهراه حقیقت رسیده اند نه بهشت که شرف حضور در عالم وحدت را میطلبند.

                         ·دلا ز نور حقیقت گر آگهی یابی / به شاهراه حقیقت گذر توانی کرد==من که امروزم بهشت نقد حاصل میشود/ وعده فردای زاهد را چرا باور کنم (حافظ)

                         ·دستی زنید ای بیدلان ، رقصی کنید ای صوفیان / زیرا کنون خود نقد شد،هم خلد و هم رضوان ما (شمس)

    آنچه مخالفین خیام را برمی انگیزد جسارت، بی پروایی و بدون ایما و اشاره وبی حجاب سخن گفتن وی است.

                         ·جامی و مئی و ساقئی بر لب کشت / این جمله مرا نقد و ترا نسیه بهشت = مشنو سخن بهشت دوزخ از کس / که رفت بدوزخ و که آمد ز بهشت

    این نکته را نباید فراموش کرد که هیچ انسانی (حتی شاعران و هنرمندان و ...)در تمام دوران زندگی(از نظر روحی) در یک حالت نیشتند، بنابراین باید تمامی اثار وی بدقت مطالعه شود(و با توجه به زمان و مکان) نقد گردد.میربابایی:ادامه مطلب را در خیام4 مطالعه بفرمائید. 



    نویسنده : علی میربابایی

    :: سه شنبه 88/2/22

    :: 3:42 عصر

    خیام(2)

    لطفأ از خیام 1 شروع کنید

    عمرت چو دو صد بود چه سیصد چه هزار// زین کهنه سرا برون برندت نا چار// گر پادشهی وگر گدای بازار// این هر دو بیک نرخ بود آخر کار.

    ابر آمد و باز بر سر سبزه گریست// بی باده ارغوان نمی بایست زیست// این سبزه که امروز تماشاگه ماست // تا سبزه ما باز تماشاگه کیست!

    طلوع زندگی وی در 28 اردیبهشت 427 خورشیدی برابر با 18 مه 1048 میلادی در نیشابور و غروبش در سال 510 خورشیدی برابر با 1131 میلادی در نیشابور بوقوع پیوست.

    در مقام علمی وی باید گفت نظامی عروضی سمر قندی او را "حجت الحق" و ابولفضل بیهقی او را "امام عصر خود" لقب دادند.

    خیام رساله (فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله) را به زبان عربی تالیف و تقدیم  خواجه نظام الملک میکند-و به دعوت سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک به اصفهان میرود تا سرپرستی رصد خانه اصفهان را بعهده بگیرد.18 سالی آنجا بوده و آثار علمی زیادی را تالیف کرده که در انتها خواهد آمد..

    جالب آنکه رباعیات خیام در زمان حیاتش به دلیل تعصبات مردم مخفی بوده و پس از مرگش منتشر گردید.

    البته نام اصلی وی از آثاری مستند و قدیمی که بجا مانده خیامی بوده که بعد ها خیام ثبت گردیده.گفته شده شغل اجداد وی خیمه دوزی بوده که در لغت نیز خیام به معنی خیمه دوز میباشد ولی وی خیمه های حکمت میدوخت:خیام که خیمه های حکمت میدوخت//در کوره غم فتاد ناگاه بسوخت.

    ضمنأ سه(3) خیام دیگر هم وجود داشته اند(1-خیام بخارایی 2- عمر ابن محمد خیام استر آبادی 3- عبدالله محمد خیام ).

    شاید رخنه ای که به نظر عده ای در رباعیات خیام شده است و بعضی از رباعیات که از استحکام و زیبایی ظاهری و باطنی کمتری برخوردارند از دیگر خیام ها بوده که تحت الشعاع شهرت خیام نیشابوری بوی منصوب گردیده.

    بقول صادق هدایت:"هر کسی می خوارگی کرده است و رباعی ای گفته از ترس تکفیر آن را به خیام نسبت داده و بعضی به عمد تغییر داده اند تا آن را به مسلک تصوف نزدیک کنند."

    در مورد شخصیت خیام و جهان بینی وی حرف و حدیث بسیار است.گروهی وی را به زندقه همراه با بد بینی و شک و فرصت جویی و عشرت طلبی و گفر و الحاد متهم کرده اند(بر داشت ظاهری از رباعیات) مثلا در کتاب المعجم شمس قیس از هیچ بد گویی نسبت به رباعیات فروگذاری نشده حتی در تبلیغ چنین فضایی پدر و مادر بزرگها راجع به خیام و رباعیاتش لعن و نفرین میکردند. که هر کس کتاب خیام را بخواند جهنم را از قبل برای خود خریده است.جالب اینکه در حال حاضر در بعضی کشورها شراب هایی با بر چسب خیام وجود دارد                   (برچسب شراب با نام خیام)

    باید یادآوری کنم که اصولا رباعی چون آهنگ ضربی دارد و با ساز و دف در محافل توسط مطربان خوانده میشده از دیر باز مورد لعن و نفرین مذهبیون بوده و آغاز رباعی را در دوره صفاریان و به رودکی (که اصول نوازندگی را سر و سامان داد)نصبت میدهند.

    گروهی دیگر میپرسند آیا فردی که مدام در حال باده خواری و مستی و بیخبری باشد میتواند در علومی چون فلسفه و حکمت و ریاضی و نجوم و ادبیات سرآمد شود؟ تا بحدی که سیاره ای را در سال 1980 بنام خیام نامگذاری کنند.

    آیا در ورای معنی ظاهری کلمات،اشارات و استعاره ها و رمز و رازی وجود ندارد؟به این رباعی توجه کنید:

    گر از پی شهوت و هوا خواهی رفت//از من خبرت که بی نوا خواهی رفت= بنگر چه کسی و از کجا آمده ای//میدان که چه میکنی،کجا خواهی رفت

    خیام از سطحی نگری و از خرافات و افزده های مذهب سخت آزرده بوده،باور عوام را نمی پذیرفت و در مقابل عوام نیز وی را کافر و ملحد دانسته اند.خیام در جواب عوام یا آگاهان مغرض سروده است :

    اسرار جهان چنانکه در دفتر ماست//گفتن نتوان زانکه وبال سر ماست=چون نیست در این مردم نادان اهلی//نتوان گفتن هر آنچه در خاطر ماست.

    یا در مقابل مذهبیون متعصب و متحجر خرافاتی و خود محور که هیچ منطقی را جز باور های خود بر نمی تافتند میگوید:

    با این دو سه نادان که چنان میدانند// از جهل که دانای جهان ایشانند = خر باش که از خری ایشان بمثل// هر کس نه خر است کافرش میدانند.

    جبران خلیل جبران نیز میگوید:" گاوان که یوغ بر گردن دارند،شیران و پلنگان را به یاغی گری و نافرمانی متهم میکنند"

    مذهب:

    در مورد مذاهب مختلف سنی،شیعه،اشعری،معتزلی و...که هیچکدام همدیگر را قبول ندارند و طرف مقابل را کافر میدانند و بقول حافظ"جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه // چو ندیدند حقیقت ره افسانه زدند." خیام نیز سروده است:

    هفتاد ودو ملتند در دین کم و بیش // از ملت ها عشق تو دارم در پیش = چه کفر چه اسلام چه طاعت چه گناه // مقصود توئی بهانه بر دار از پیش.

    قومی متفکرند در مذهب و دین // جمعی متحیرند در شک و یقین = نا گاه منادی در آید زکمین // کای بیخبران راه نه آنست و نه این.

    در مورد مردمی که هیچ اندیشه و خردی ندارند ولی متاسفانه لقب انسان را یدک میکشند گفته است:

    گاویست بر آسمان قرین پروین// یک گاو دگر نهفته در زیر زمین = گر بینائی چشم حقیقت بگشای // زیر و زبر دو گاو مشتی خر بین.

    {اشاره بر نظریه ای که در قدیم تصور میشدکه زمین روی شاخ گاوی(که مطابق با ماه اردیبهشت از صور فلکی نامگذاری شده) قرار دارد،هر موقع گاو شاخش را تکان بدهد زلزله میاید و آسمان هم بر شاخ گاو دیگریقرار دارد.}

    در آتش سوزنده اگر اهل بود// آن آتش سوزنده بر او سهل بود = با مردم نا اهل میا در صحبت // کز هر چه بتر صحبت نا اهل بود.

    همیشه در ادوار تاریخ افرادی بوده اند که درک و فکرشان از مردم زمان خویش بیشتر بوده و در ارتباط با مردم چالش ذاشته اند، یا به دیوانگی متهم میشدند یا به کفر.

    در این میان منصور حلاج نیز در بیان معنی با کوته فکران عصر خود که صاحب قدرت نیز بوده اند نتوانست تفهیم نظر کند و به چنان سرنوشتی دچار شد که بر کسی پوشیده نیست زیرا میگفت:"انا الحق"یعنی من حقم=من خدایم،از نظر مذهبیون کفری بهتر از این نمیشود که کسی به صراحت بیان کند من خدایم .پس باید اول زبانش را قطع و سپس دستانش و ...سلاخی به معنی واقعی.

    در حالیکه منظور منصور کثرت وجود از وحدت وجود بوده و کفری در کار نیست((توضیح جهت دوستان جوانتر: اگر کمترین ذره آب را برسی و تجزیه کنیم دو ملکول هیدروژن و یک ملکول اکسیژن H2O همان خواص اقیانوس را دارد.پس ذره ها و قطرات کثرت و اقیانوس وحدت است.

    ادعای منصور نیز بر همین پایه استوار است که من از خدایم (زیرا خداوند از روح خود بر من دمیده پس من خواص خدا را دارم="ما از خدائیم و بسوی خدا باز میگردیم").

    باری خیام نگران بدبختی و رنج و عذاب انسان بوده که بیش از شادمانی در طول حیات است:

    ای چرخ فلک خرابی از کینه توست/ بیدادگری عادت دیرینه توست = ای خاک اگر سینه تو بشکافند / بس گوهر قیمتی که در سینه توست.

    البته اندیشمندانی چون محمد ابن زکریای رازی  و ابوالعلاء معری بودند که درد و رنج و زشتی و بدی زندگی را بیشتر از لذت و نیکی و زیبائی زندگی میدانستند و علاج را در مرگ میدیدند. ولی خیام عقیده داشت مرگ خود از راه میرسد،حال که راز موجودیت و بدبختی های انسان را نمیتوان حل کرد، پس نباید از نعمت ها و لذایذ زود گذرچشم پوشید(شاید بعنوان تسکین )چون عاقبت کار جهان نیست شدن است = انگار که نیستی چو هستی خوش باش

    میربابایی:ادامه مطلب را درخیام 3 مطالعه بفرمائید.

     



  • کلمات کلیدی : خیام (2)، مذهب
  • نویسنده : علی میربابایی

    :: سه شنبه 88/2/22

    :: 12:9 عصر

                                          خیام  (1)

     

    << بمناسبت سالروز بزرگداشت خیام>>

                       

    بیست و هشت (28) اردیبهشت سالروز تولد خیام (مطابق با 18 May روز جهانی موزه و میراث فرهنگی) بهانه ایست تا به یاد سفری که در معیت جناب آقای حسن شریفی به نیشابور داشتم، اندکی در باره فیلسوف حکیم غیاث الدین ابوالفتح عمر ا بن ابراهیم خیامی نیشابوری معروف به خیام صحبت شود.

    در جنوب شرقی شهر نیشابور محله ای قدیمی بنام شاد یاخ (که با حفاری باستان شناسان شهری با تمام جزئیات در دل خاک نمایان گشته) و   اکنون بنام خیام مشهور است- بوستان زیبایی وجود دارد

    (مجموعه ای از کتابخانه،موزه،مهمانخانه) که علاوه بر آرامگاه امام زاده محروق سه ستاره درخشان آسمان هنر و ادبیات ایران و مفاخر نیشابور را در آغوش کشیده * با ورود به بوستان روبرویت مقبره شیخ عطار نیشابوری (الهام بخش حضرت مولانا در تالیف مثنوی معنوی که از عطار  به عنوان روح خود یاد کرده) وجود دارد.

        

    (نمائی از آرامگاه شیخ عطارنیشابوری)

    در سمت راست قبل از مقبره شیخ عطار مقبره و آرامگاه کمال الملک (نقاش معروف) است

        ( نمائی از آرامگاه کمال الملک.)

    . و در سمت چپ با فاصله ای نه چندان دور زیارتگاه ارادتمندان خیام با معماری بسیار زیباو با طراحی تحسین بر انگیز-ادغامی از اشکال هندسی همچو مثلث و لوزی و هرم که استادانه ترکیب شده اندخود نمائی میکند.(طراح و معمار آرامگاه خیام، آقای هوشنگ سیحون و خوشنویسی رباعیات توسط آقای عبدولرسولی انجام یافته).

    نمایش تصویر در وضیعت عادی

    آرامگاه در فضائی باز و بدون سقف طراحی شده.  *  دیوارهای جنوبی با سنگهای بزرگ به اشکال مثلث برجسته و فرورفته همراه با چندین آبشار که منتهی به چندین حوض به هم پیوسته لبریز از آب  زلال و روانی که زلالی شعرهای خیام را تداعی میکند-زیبائی و حال و هوای ویژه ای به آرامگاه بخشیده است.

       (نمائی از داخل:سنگ شش گوشه قبر& طاق )

    مشتاقانی که از اقصی نقاط کشور جهت زیارت حضور دارند-آنانکه اهل معرفت و آشنای کوی طریقتند با جامی از شراب  رباعیات خیام تحت تاثیر عظمت این بزرگوار، احترام خاصی در رفتارشان نمایان است.بعد از نثار فاتحه بروان پاکش ضمن توجه به طراحی آرامگاه  نا خواسته رباعیات حکیم در ضمیرشان جان میگیرد.((میربابایی:ادامه مطلب را در خیام(2)مطالعه بفرمائید))

     

     

     



    نویسنده : علی میربابایی

    لیست کل یادداشت های این وبلاگ

    خانه
    پارسی بلاگ
    پست الکترونیک
    شناسنامه
     RSS 
     Atom 
    11:41 عصر
    شنبه 97/9/24

    :: کل بازدیدها ::
    221516


    :: بازدید امروز ::
    59


    :: بازدید دیروز ::
    71


    :: پیوندهای روزانه::

    عرفان ،ادبیات،موسیقی [36]
    آموزش گرامر انگلیسی [121]
    [آرشیو(2)]

    :: درباره خودم ::

    نگاهی دیگر
    علی میربابایی

    :: لینک به وبلاگ ::

    نگاهی دیگر

    :: دوستان من ::


    افسونگر
    یادداشتها و برداشتها
    بوی سیب BOUYE SIB
    بندیر
    درددل
    طره آشفتگی
    گروه اینترنتی جرقه داتکو
    سندس
    عرفان ادبیات موسیقی

    شادی
    آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
    مذهب عشق
    احساس ابری
    فرزانه همتی
    من
    انا مجنون الحسین
    چرک نویس های یک سردبیرجوان
    شاعره
    پاتوق 60
    ۩۞۩ موج سبـــــــــز ۩۞۩
    خواندنیهای شنیدنی
    کلبه عاشقانه
    آینده نگری

    حقی(صنما)
    ناهید رئیسی
    سنگسر آی آر
    سایبان2
    سایت تفریحی سیب ترش

    :: لوگوی دوستان من ::





















    :: وضعیت من در یاهو ::

    یــــاهـو

    :: اشتراک در خبرنامه ::

     

    :: دسته بندی یادداشت ها ::

    خطای چشم[2] . عشق[2] . جدول[2] . تطابق[2] . تعصب . تنهایی . تو واقعآ شگفت انگیزی . جواهر . چای قهوه . چشمانتان . چه آسان . چه مشکل . حافظ . حمام خواب . خانواده . عصبانی . عطار . عقل نوشت . عکسهای دیدنی . علم بهداشت خواب . عملکرد . غذا . غزل . فال . فامیلی . فلسفه . کمال الملک . لذت طلبی . لیوان . مادر . مذهب . مسرور . مقایسه انسان . می و مستی . میوه . ناامیدی . نفرت . نمک . هجدهمین فرزند . هفدهمین . هوای تازه . ویروس . کلمات کلیدی : جدول، تطابق، جواهر، سرنوشتstone، month . 10روش درمان . month . stone . آب . آرامگاه خیام . آرزو . آزمون اعتماد بنفس . آیا میدانید که . ادعای دانشمندان ایرانی . اعتماد بنفس . اقسام نگاها . انیستیتو رویان . باور . بزرگداشت . بزغاله(حنا) . بهشت و جهنم . بیخوابی . پدر . پروانه . پیام . پیله . خوانواده داگار . خوب و بد . خوشایند . خوشبختی . خیام . خیام (2) . خیام(3) . خیام(4) . خیام(5) . دادزدن . درویش . دریا . دوستت دارم . راز اعداد . راز خلقت . راز نگاه . رباعیات . روان . روح . زشت و زیبا . سال آینده . سال با نام حیوانات . سرنوشت . سرنوشتstone، month . سه داستان . سیگار . شادمان . شانس و بد شانسی . شخصیت جهانی . شیار . شیخ عطار نیشابوری . شیوانا . صخره . صعود . طبیعت .

    :: مطالب بایگانی شده ::

    اسفند 1387
    فروردین 1388
    اردیبهشت 1388
    خرداد 1388
    مرداد 88
    شهریور 88
    مهر 88
    آبان 88
    اردیبهشت 89
    شهریور 89
    آبان 89
    فروردین 90
    خرداد 90
    آبان 90
    آذر 90
    بهمن 90
    اسفند 90

    :: موسیقی وبلاگ ::

    ::یادداشتهای این صفحه ::

    نمک و آب
    هوای تازه در کلاس شیوانا
    درمان خانگی سوختگی
    چرا وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟
    کامل ترین تصویر جهان با 43 هزار کهکشان
    اگر کسی در حالت سکته قرار گرفت
    اعتماد بنفس خود را بیازمائید.
    [عناوین آرشیوشده]

    Google

    در این وبلاگ
    در کل اینترنت
    کد جستجوگر گوگل
    blog
    log
    کد ماوس